کمی جلوتر چند جایگاه آبنوشی و مستراحی نیز هست. در این خیابان گابریل سمت راستش سفارت ایالات متحده دارای شماره های 10، 12، 14 و 16 است. سمت چپش هم در ابتدای خیابان تئاتری به نام تئاتر اِسپاس پیر کاردین (Espace Pierre Cardin) و پس از آن پاویونی گابریل (Pavillon Gabriel) نام موجود است. بعد از پاویون هم باز به بوستان یاد شده بر می خوریم(عجب ماجرایی داریم ما با این بوستان!). اما پلاک 18 خیابان در سمت راست مال سفارت انگلستان است. این طور که پیدا است در سفارتشان خانه های سازمانی هم دارند. کنون دو دستگاهش پیداست. در این خیابان(گابریل)، 13 ماشین پلیس و ژاندارمری هست. 5 خودروی وَن بزرگِ ژاندارم و دیگران پلیس! پلیس ها نیز همه ون به جز دو تا که دو رنوی مگان هاچبک می باشند. کنون، دو ماشین پلیس و یک ژاندارم ترک مأموریت می گویند. پلیس ها بدجوری صف را کنترل می کنند. هر چند متر یک بار پلیسی در قسمتی از صف جلوی مردم را می گیرد و پس از چند دقیقه باز می کند. با این کار حجم جمعیت موجود در صف کاهش می یابد. دیگر داریم به نبش خیابان می رسیم و باید به سمت راست پیچید.
۱:۱۰
حدود 10 دقیقه پیش چند نفر تابلویی بر روی درختی زدند که 5 ساعت دیگر طول می کشد تا به در کاخ برسیم. کنون که 1:10 باشد پس 6:10 خواهیم رسید. اما همان ته صف مادر گرامی از پلیس پرسیده بودند که پاسخ گفته بود 3 ساعت برای رسیدن زمان نیاز است. دیگر میان باور نمودن دم خروس و سوگند حضرت عباس در مانده ایم!
هم اکنون به خیابان الیزه وارد شدیم. این خیابان را به روی ماشین ها بسته اند. گه گداری چند پلیس رفت و آمد می کنند. گاهی پلیس های مخفی را می بینی که با لباس شخصی می گردند. دوتاشان که زن بودند را از روی بیسیم و هفت تیر زیر کاپشنشان دریافتم. گاهی پلیس های اسب سوار و گاهی هم پلیس های شخصی، سوار بر ماشین شخصی، که تنها دو نشانه ی پلیس بودن دارند : یکی این که آژیری آبی رنگ داخل ماشین می بینی و دیگر این که سایبان شاگرد راننده پایین است و رویش با آبی نوشته شده : "POLICE" که چراغی دارد و آن هم روشن. وگرنه پلاک ماشینش هم عادی است. کمی جلوتر باز هم مستراحی و چند جایگاه آبنوشی. دیگر داریم می میریم! خیلی طول کشیده. آنقدر حوصله ی همه سر رفته که وقتی حتی ماشین خیابانشوی هم وارد می شود همه به چگونگی شستن خیابان آن نگاه می کنند. تازه به نبش خیابان که می رسیم دو تَن دفترچه ی راهنمایی از کاخ الیزه می دهند و کمی جلوتر هم جایگاهی هست که در آن برگه هایی موجود است و در برگه ها هم به زبان های مختلف در باب کاخ نوشته شده است.
۴:۳۰
به در کاخ می رسیم. 6 ساعت تمام در صف بوده ایم. استخوان های پاهایم ساییده شده اند. وقتی می رسیم می بینیم تازه آقایان در اصلی را هم نگشوده اند. فقط در کوچکی در سمت چپ در اصلی. دم در کیف های مردم را می گیرند و در همان دستگاه های پرتوی ایکس(که در فرودگاه ها هم هست) می گذارند. بعد هم رد شدن از زیر دستگاهی دیگر. عین فرودگاه! راستی در همان خیابان الیزه هم پلیس داخل کیف ها را می گشت. وارد حیاط که می شویم...
ادامه دارد...