تبليغاتX
چهادره نامه
هر يکی زين چهارده گانه/ده کليدست و چار دندانه

صفحه ی جدید پایگاه:

 

چهره ی شهر

چهره ی شهر

 عکس هایی جالب از شهر پاریس!

 

حتماً از این صفحه

دیدن کنید

 

تاریخ ارسال آخرین تصاویر:

۱۳۸۷/۰۲/۰۱

تاریخ ثبت خبر : 8۷/۰۱/۱۷ 

+  87/01/17 17:11  کوچک خان  | 

کمی جلوتر چند جایگاه آبنوشی و مستراحی نیز هست. در این خیابان گابریل سمت راستش سفارت ایالات متحده دارای شماره های 10، 12، 14 و 16 است. سمت چپش هم در ابتدای خیابان تئاتری به نام تئاتر اِسپاس پیر کاردین (Espace Pierre Cardin)  و پس از آن پاویونی گابریل (Pavillon Gabriel) نام موجود است. بعد از پاویون هم باز به بوستان یاد شده بر می خوریم(عجب ماجرایی داریم ما با این بوستان!). اما پلاک 18 خیابان در سمت راست مال سفارت انگلستان است. این طور که پیدا است در سفارتشان خانه های سازمانی هم دارند. کنون دو دستگاهش پیداست. در این خیابان(گابریل)، 13 ماشین پلیس و ژاندارمری هست. 5  خودروی وَن بزرگِ ژاندارم و دیگران پلیس! پلیس ها نیز همه ون به جز دو تا که دو رنوی مگان هاچبک می باشند. کنون، دو ماشین پلیس و یک ژاندارم ترک مأموریت می گویند. پلیس ها بدجوری صف را کنترل می کنند. هر چند متر یک بار پلیسی در قسمتی از صف جلوی مردم را می گیرد و پس از چند دقیقه باز می کند. با این کار حجم جمعیت موجود در صف کاهش می یابد. دیگر داریم به نبش خیابان می رسیم و باید به سمت راست پیچید.

۱:۱۰

حدود 10 دقیقه پیش چند نفر تابلویی بر روی درختی زدند که 5 ساعت دیگر طول می کشد تا به در کاخ برسیم. کنون که 1:10 باشد پس 6:10 خواهیم رسید. اما همان ته صف مادر گرامی از پلیس پرسیده بودند که پاسخ گفته بود 3 ساعت برای رسیدن زمان نیاز است. دیگر میان باور نمودن دم خروس و سوگند حضرت عباس در مانده ایم!

هم اکنون به خیابان الیزه وارد شدیم. این خیابان را به روی ماشین ها بسته اند. گه گداری چند پلیس رفت و آمد می کنند. گاهی پلیس های مخفی را می بینی که با لباس شخصی می گردند. دوتاشان که زن بودند را از روی بیسیم و هفت تیر زیر کاپشنشان دریافتم. گاهی پلیس های اسب سوار و گاهی هم پلیس های شخصی، سوار بر ماشین شخصی، که تنها دو نشانه ی پلیس بودن دارند : یکی این که آژیری آبی رنگ داخل ماشین می بینی و دیگر این که سایبان شاگرد راننده پایین است و رویش با آبی نوشته شده : "POLICE" که چراغی دارد و آن هم روشن. وگرنه پلاک ماشینش هم عادی است. کمی جلوتر باز هم مستراحی و چند جایگاه آبنوشی. دیگر داریم می میریم! خیلی طول کشیده. آنقدر حوصله ی همه سر رفته که وقتی حتی ماشین خیابانشوی هم وارد می شود همه به چگونگی شستن خیابان آن نگاه می کنند. تازه به نبش خیابان که می رسیم دو تَن دفترچه ی راهنمایی از کاخ الیزه می دهند و کمی جلوتر هم جایگاهی هست که در آن برگه هایی موجود است و در برگه ها هم به زبان های مختلف در باب کاخ نوشته شده است.

۴:۳۰

به در کاخ می رسیم. 6 ساعت تمام در صف بوده ایم. استخوان های پاهایم ساییده شده اند. وقتی می رسیم می بینیم تازه آقایان در اصلی را هم نگشوده اند. فقط در کوچکی در سمت چپ در اصلی. دم در کیف های مردم را می گیرند و در همان دستگاه های پرتوی ایکس(که در فرودگاه ها هم هست) می گذارند. بعد هم رد شدن از زیر دستگاهی دیگر. عین فرودگاه! راستی در همان خیابان الیزه هم پلیس داخل کیف ها را می گشت. وارد حیاط که می شویم...

ادامه دارد...

+  86/12/24 21:40  کوچک خان  | 

پیش از رفتن چند مطلب بود که می خواستم با شما در میان بگذارم:

- بازدید از کاخ الیزه متنی است بسیار طولانی و این روزها هم که می دانید متن و مطلب دراز آن هم توی اینترنت و آن هم توی وبلاگ طرف دار های کمی دارد.ولی لطفا این یکی را از ما بپذیرید، سعی می کنیم سفر نامه های بعد کوتاه تر باشند.

همچنین همین نوشته ی طویل ۲ بخش دارد : ۱- در صف (چون صفش بسی دراز بود این همه در باره اش نوشته ام) ۲- در کاخ (که شامل مشاهدات خود از کاخ و اطلاعات جالبی از کاخ که از روی دفتر چه ی راهنمای دریافتی ترجمه شده است، می باشد).

- عزیزان! خواهشمندیم نه به خاطر اینکه برویم همه جا جار بزنیم وبلاگ ما از همه بیشتر نظر دارد، نه! فقط به خاطر یاری ما در راستای بهبود کیفیت مطالب وبلاگ، کمی مرحمت فرموده ما را پیشنهاد باران کنید(تازه ما را مس هم نمی خواهد بکنید همان پیشنهاد باران کنید بهتر است!).(خیلی ادبی شد نه! منظورم این بود اگه یه نمه بیشتر نظر بدید بهتره!)

- هر چقدر فکر می کنم می بینم مطلب دیگری به یادم نمی آید.نخیر!مثل اینکه دیگر مطلبی باقی نیست!پس ما می رویم تا بعد!

- آهان یادم آمد!می خواستم بگویم که شاید توی این روزها تک و توک مطالبی بنویسیم.همین!

پس فعلا خدا نگهدارتان!

 تاریخ ثبت خبر : 86/10/06 

+  86/10/06 21:52  کوچک خان  | 

مربوط به نوشته ی : اِلیزه، کاخ پر درد سر (۱)

صف ما

+  86/09/23 22:23  کوچک خان  | 

 

کاخ اِلیزه

شنبه ۲۴/۰۶/۱۳۸۶ ه.ش

15 سپتامبر 2007 م.

3 رمضان 1428 ه.ق

ساعت 10:21 صبح

هم اکنون در صف بازدید از کاخ اِلیزه (Palais de l'Elysée) یا همان کاخ ریاست جمهوری فرانسه می باشیم. دراز صفی است، بس شگفت!  

امروز و فردا یعنی 15 و 16 سپتامبر، روزهای اروپایی میراث فرهنگی (Journées Européennes du Patrimoine) هستند. در این دو روز در اروپا بسیاری از بناهای تاریخی ای را که بازدیدشان در طول سال غیر ممکن است می توان رایگان دیدن کرد. چرا غیر ممکن؟ چون بناهای بسیار مهمی مانند: کاخ ریاست جمهوری فرانسه، مجلس ملی فرانسه، مجلس سنای فرانسه، برخی از وزارتخانه ها، شهرداری ها و حتی سفارتخانه های بعضی کشور ها مثل ایالات متحده و انگلیس (در پاریس) را شامل می شود. در دیگر کشور های اروپایی نیز، هر بنایی را که خودشان انتخاب کنند برای بازدید آزاد می گذارند.

گفتم سفارت انگلیس و آمریکا چون آن ها هم جزو میراث فرهنگی فرانسه به شمار می آیند. مال خودشان است ولی چون ساختمان هایشان تاریخی است، در این دو روز مردم از آن ها هم بازدید می کنند.

من کنون از بند صف خارج شده/هم نوای طوطیان بوستان حازق شده(شعر:اینجانب در آوردی!)

بر روی نیمکت بوستانی در میدان کُنکورد (Place de la Concorde) شهر پاریس می نویسم. بوستانش هم اصلاً طوطی ندارد!کاخ الیزه در منطقه ی 8 پاریس و در شمال غربی شهر ساخته شده است. این کاخ همانند میدان کنکورد به صورت کج، رو به شمال شرقی می باشد. صف ما از گوشه ی سمت چپ و بالای این میدان شروع شد. بعد به سمت چپ پیچید، در خیابان گابریِل (Avenue Gabriel)، سپس جلوتر رفته، به سمت راست پیچید و وارد خیابان اِلیزه (Rue de l'Elysée) شد. و بعد بار دیگر گردش به چپ و ورود به خیابان سَنت اونوره (Rue Fabourge Saint Honoré)، که در اصلی کاخ در آن بود(این خیابان به موازات همان خیابان گابریل است و میانشان سفارت های انگلیس و آمریکا!).

کاخ اِلیزه

11:16

10:21 در ته صف قرار گرفتیم و کنون 11:16 است. از داخل بوستان به بوستان کنار (ترکیب اینجانب در آوردی!) آمدم تا اگر صف حرکت کرد شاهدش باشم. صف را پلیس پاریس با میله های مخصوصی در خیابان ها و در کنار پیاده رو ها درست کرده است. یعنی پیاده رو را اشغال نکرده. فقط قسمتی از خیابان را!

صف بسیار منظمی است. با توجه به حجم جمعیت کمتر کسی از حق خود تجاوز می کند(نکته : آقاجان گفتم کمتر کسی! نه هیچ کس! یک وقت فکر نکنید این اروپایی ها مادر زاد تو صف که می ایستند به حقوق دیگران احترام می گذارند. نخیر! مثلاً نزدیکی های کاخ که رسیدیم یک پیر مردی را دیدیم که از کنار صف می زد و می رفت جلو. حالا من هم بهتر است کوتاه بیایم! زیادی دارم جوش می زنم! ). همچنین اکثر مردم بس صبورند. دو پیرزن فرانسوی پشت سر ما می آمدند که حتی یک لحظه هم ننشستند. خیلی مقاوم بودند بسیار صاف و راست ایستاده و همراه جمعیت سوی کاخ روان بودند.

در کل صف دو جا برای دستشویی و جایگاه های آبنوشی۱ انتخاب شده بود. همچنین برای سرگرمی مردم در خیابان الیزه، عکس هایی از کاخ و مراحل تعمیرات آن را بر روی میله های خود کاخ چسبانده بودند. با این کار مردم کمتر خسته می شدند. حتی بهتر از این هم می توانستند کار کنند. مثلاٌ در کل صف سطل آشغال کم بود. افزایش سرگرمی هم از اهم اموراتی بود که انجام نشده بود. اما دیگر چیزها مثل حفظ امنیت خوب بود. جالب این جاست که فرانسوی ها هیچ وقت با خودشان بچه ی کوچک به جایی نمی برند. اما در این جا چرا! چون پلیس به آن هایی که کالسکه ی بچه داشتند یا پیر و ناتوان بودند و یا بر روی صندلی چرخدار نشسته بودند اجازه می داد تا جلوتر از دیگران و خارج از صف به کاخ بروند!

بر روی درختان، تابلو های مناسبی برای اطلاع دادن زمان رسیدن به کاخ و ... زده اند(چون صف، همانطور که گفته شد، بسی دراز بود بر اساس پیشبینی های تقریبی بر روی تابلو ها این زمان ها درج شده بود. مثلاً زده بودند: ۵ ساعت دیگر تا رسیدن به کاخ مانده است). نیرو های متفاوتی از جمله ژاندارمری و پلیس ملی نیز جهت حفظ امنیت وجود دارند. دو دکه ی خوراکی فروشی در بوستان بدجوری کاسبی می کنند...

ادامه دارد...


۱: آبنوشی نه آبخوری! آب را که نمی خورند. می نوشند!

 

+  86/09/19 21:53  کوچک خان  |